صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 524غزل شمارهٔ 524شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ادمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچون گشاید ز چمن خاطر ناشاد مرا؟هست گلبن به نظر، خانه صیاد مرا22نقل کریںتا شد از علم نظر شمع سوادم روشنجنبش هر مژه شد سیلی استاد مرا33نقل کریںبارها از سخن خویش به چاه افتادمهمچو یوسف صد ازین واقعه افتاد مرا44نقل کریںناخن رشک جگر کاوتر از شمشیرستپنجه شیر بود سایه شمشاد مرا55نقل کریںپرده گنج محال است که ویران ماندخضر در راه خدا میکند آباد مرا66نقل کریںهر چه از پیش نظر رفت به یادش آرندیارب آن روز مبادا که کنی یاد مرا!77نقل کریںسر تسخیر غزالان سبکسیرم نیستموی بر سر نبود خانه صیاد مرا88نقل کریںتلخی از زهر و حلاوت ز شکر مطلوب استدشمن آن به که به خوبی نکند یاد مرا99نقل کریںمن نه آن رشته سر در گم چرخم صائبکه گشادی شود از ناخن نقاد مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر بیابان طلب، راهبری نیست مراسر پرواز به باد دگری نیست مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 523اگلی نظمآن که سوز جگر و دیده تر داد مراهمچو شمع از تن خود زاد سفر داد مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 525◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر بیابان طلب، راهبری نیست مراسر پرواز به باد دگری نیست مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 523
اگلی نظمآن که سوز جگر و دیده تر داد مراهمچو شمع از تن خود زاد سفر داد مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 525