صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 994غزل شمارهٔ 994شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ایدیگرستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعشق را بی دست و پایی دست و پای دیگرستراه گم کردن درین ره رهنمای دیگرست2نقل کریںبس که حسن شوخ او هر دم به رنگی می شودچشم من در هر نظر محو لقای دیگرست3نقل کریںشسته رویان گرچه میشویند از دلها غبارچهره خوبان نوخط را صفای دیگرست4نقل کریںساده رویی را که عصمت دیده بانی کرده استسبزه خط پرده شرم و حیای دیگرست5نقل کریںجامه گلگونی که می خواهم ز تیغش جان برمهر کف خاکی ز کویش کربلای دیگرست6نقل کریںخون عاشق چون تواند دامن او را گرفت؟نازک اندامی که هر دم در قبای دیگرست7نقل کریںاین دل صد پاره من، همچو اوراق خزانهر نفس در عالمی، هر دم به جای دیگرست8نقل کریںروزگار خوشدلی چون خنده گل بی بقاستبا گلاب تلخکامی ها وفای دیگرست9نقل کریںمرد را هر چند تنهایی کند کامل عیارصحبت یاران یکدل کیمیای دیگرست10نقل کریںطعنه نا آشنایی گوشه گیران را مزنکز جهان بیگانگان را آشنای دیگرست11نقل کریںچون خطایی از تو سر زد در پشیمانی گریزکز خطا نادم نگردیدن خطای دیگرست12نقل کریںترک دنیا کرده را بر فرق سر ترک کلاهبر سپهر سروری بال همای دیگرست13نقل کریںگرچه می گردد علم هر کس که از دنیا گذشتاز دو عالم هر که برخیزد لوای دیگرست14نقل کریںدر چنین بحری که موج اوست تیغ آبدارخویش را فانی ندانستن فنای دیگرست15نقل کریںگرچه صائب آب حیوان می دهد عمر ابدحفظ آب روی خود آب بقای دیگرست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر نگاه حسرت عشاق آه دیگرستدر دل هر قطره اشکی نگاه دیگرستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 993اگلی نظمای نگه مشق شنا در چشم خونپالا بس استچشمت آب آورد غواصی درین دریا بس استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 995آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر نگاه حسرت عشاق آه دیگرستدر دل هر قطره اشکی نگاه دیگرستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 993
اگلی نظمای نگه مشق شنا در چشم خونپالا بس استچشمت آب آورد غواصی درین دریا بس استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 995