صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 995غزل شمارهٔ 995شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ابساستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای نگه مشق شنا در چشم خونپالا بس استچشمت آب آورد غواصی درین دریا بس است22نقل کریںاز دل پر خون تراوش کم کند اسرار عشقپرده پوش راز گوهر سینه دریا بس است33نقل کریںعمرها با آهوان مجنون بیابانگرد بودگوشه چشمی چو باشد گوشه صحرا بس است44نقل کریںبهر اثبات قیامت حجتی در کار نیستپیش خیز شور محشر آن قد و بالا بس است55نقل کریںمن که در اقلیم گمنامی سرآمد گشته امزینت طرف کلاهم شهپر عنقا بس است66نقل کریںحسن ذاتی در نیارد سر به عشق عارضیسرو مینا را تذرو از پنبه مینا بس است77نقل کریںدست کوته دار صائب از خیال کاکلشعمرها در کاسه سر پختی این سودا بس است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق را بی دست و پایی دست و پای دیگرستراه گم کردن درین ره رهنمای دیگرستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 994اگلی نظمنوخطی از تازه رویان جهان ما را بس استبرگ سبزی زان بهار بی خزان ما را بس استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 996◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںعشرت موهوم هستیکلفت دنیا بس استرنگ اینگلزار خونگردیدن دلها بس استبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 489◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعشق را بی دست و پایی دست و پای دیگرستراه گم کردن درین ره رهنمای دیگرستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 994
اگلی نظمنوخطی از تازه رویان جهان ما را بس استبرگ سبزی زان بهار بی خزان ما را بس استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 996