صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5830

غزل شمارهٔ 5830

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اکرابههم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

سنجد کسی که باده و تریاک را به هم

نسبت کند سخاوت و امساک را به هم

2

پای مرا به دامن عزلت شکسته است

بسته است آن که دامن افلاک را به هم

3

دارم امیدها به گرستن که دست داد

از گریه خوشه های گهر تاک را به هم

4

پای چراغ را نبود بهره از چراغ

خصمی است بخت و شعله ادراک را به هم

5

غافل مشو چو لاله ز ادراک نشأتین

یک کاسه ساز باده و تریاک را به هم

6

عاجز ز خارزار علایق شدم، کجاست

سیلی که آرد این خس و خاشاک را به هم؟

7

جز زلف دلفریب، که پیوند می دهد؟

چون تار سبحه صد دل غمناک را به هم

8

صائب صفا کسی ز که دیگر طمع کند؟

خصمی است آب و آینه پاک را به هم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تا چند پیر میکده را درد سر دهم؟

رفتم ز می قرار به خون جگر دهم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5829

اگلی نظم

کاری مکن که رو به در آسمان نهم

هر تیر ناله ای که بود در کمان نهم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5831

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور