صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3562

غزل شمارهٔ 3562

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: دنبهبود

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

هرچه دیدیم درین باغ، ندیدن به بود

هر گل تازه که چیدیم نچیدن به بود

2

هر نوایی که شنیدیم ز مرغان چمن

چون رسیدیم به مضمون، نشنیدن به بود

3

زان ثمرها که گزیدیم درین باغستان

پشت دست و لب افسوس گزیدن به بود

4

زان شکرها که چشیدیم به امید تمام

زهر نومیدی از آنها به چشیدن به بود

5

هرکجا منزل آرام تصور کردیم

چون نفس راست نمودیم رمیدن به بود

6

گرچه بسیار مکیدیم لب لعل بتان

جگر سوخته خویش مکیدن به بود

7

دامن هرکه کشیدیم درین خارستان

بجز از دامن شبها، نکشیدن به بود

8

حرف هرکس که شنیدیم ز ارباب کمال

در شنیدن به مراتب ز رسیدن به بود

9

هر متاعی که خریدیم به اوقات عزیز

بود اگر یوسف مصری، نخریدن به بود

10

لذت درد طلب بیشتر از مطلوب است

نارسیدن به مطالب ز رسیدن به بود

11

سرو را بی ثمری باعث رعنایی شد

قامت از بار علایق نکشیدن به بود

12

خنده شیرازیه اوراق گل از هم پاشید

در دل غم زده چون غنچه خزیدن به بود

13

برق از مزرع ما با جگر سوخته رفت

تخم بی حاصل ما را ندمیدن به بود

14

گشت قلاب ز بیتابی ماهی محکم

زیر شمشیر حوادث نتپیدن به بود

15

جهل سررشته نظاره ربود از دستم

ورنه عیب و هنر خلق ندیدن به بود

16

موشکافی به بلای سیه انداخت مرا

به نظر پرده اغماض کشیدن به بود

17

سوخت از داغ یتیمی جگرم را گوهر

ورنه چون رشته به گوهر نتیندن به بود

18

خجلت بی ثمری عیش مرا دارد تلخ

نخل بی بار مرا زود بریدن به بود

19

مانع رحم شد اظهار تحمل صائب

زیر بار غم ایام خمیدن به بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

حاصل عمر زخود بیخبران آه بود

هرکه از خویشتن آگاه شد آگاه بود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3561

اگلی نظم

خانه دل به صفا از نظر بسته بود

فیض در کعبه مجاور ز در بسته بود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3563

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور