صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 336غزل شمارهٔ 336شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: انهیپاراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچنان دانسته می باید درین دنیا نهی پا راکه بر موی میان مور در صحرا نهی پا را22نقل کریںقدم بیجا نهادن در قفا دارد پشیمانیادا کن سجده سهوی اگر بی جا نهی پا را33نقل کریںحضور کنج عزلت گر ترا از خاک بردارداگر در خلد خوانندت به استغنا نهی پا را44نقل کریںبه دامان تجرد گر سبکروحانه آویزیچو عیسی از زمین بر عالم بالا نهی پا را55نقل کریںنریزی گر به خاک راه آب روی درویشیکنی سبز از طراوت چون خضر هر جا نهی پا را66نقل کریںتوانی گر ز خود چون بوی پیراهن برون آمدشود بینا، اگر بر چشم نابینا نهی پا را77نقل کریںنگهبان بی شمارست از یمین و از یسار تومبادا هر طرف چون مست، بی پروا نهی پا را88نقل کریںبه کوه قاف پشت خود دهی از روی آسایشبرون گر از میان خلق چون عنقا نهی پا را99نقل کریںاگر خود را به جوش از پستی خامی برون آریبه فرق عقل، بی باکانه چون صهبا نهی پا را1010نقل کریںمجرد گر توانی گشت چون نور نظر از خودبه چشم روشن خورشید چون عیسی نهی پا را1111نقل کریںبه سوهان ریاضت خویشتن را گر سبک سازیبه جرأت چون کف سرمست بر دریا نهی پا را1212نقل کریںسبک چون پنبه از سر وا کنی گردانه تن راچو مستان بی محابا بر سر مینا نهی پا را1313نقل کریںبود هر ذره زین خاک سیه، خورشید رخساریمبادا بر زمین از روی استغنا نهی پا را1414نقل کریںبه سرعت آنچنان زین خاکدان تیره راهی شوکه گردد سرمه از گرمی، چو بر خارا نهی پا را1515نقل کریںز مشرق تا به مغرب طی کنی یک روز بی زحمتاگر چون مهر در راه طلب تنها نهی پا را1616نقل کریںگذشتن از صراط آسان شود روز جزا بر تواگر صائب ز روی احتیاط اینجا نهی پا را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه خاموشی محیط معرفت کن جان گویا رابه جان بی نفس چون ماهیان کن سیر دریا راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 335اگلی نظمنه بوی گل، نه رنگ لاله از جا می برد ما رابه گلشن لذت ترک تماشا می برد ما راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 337◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه خاموشی محیط معرفت کن جان گویا رابه جان بی نفس چون ماهیان کن سیر دریا راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 335
اگلی نظمنه بوی گل، نه رنگ لاله از جا می برد ما رابه گلشن لذت ترک تماشا می برد ما راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 337