صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1906

غزل شمارهٔ 1906

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اندرکشاکشاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

با قرب یار رشته جان در کشاکش است

در عین بحر، موج همان در کشاکش است

2

گویا نسیم راه در آن زلف یافته است

کز پیچ و تاب، رشته جان در کشاکش است

3

آرام نیست راهنوردان شوق را

دایم ز موج، ریگ روان در کشاکش است

4

عشاق را ز تازه نهالان شکیب نیست

تا یک خدنگ هست کمان در کشاکش است

5

هر چند حرص مالک روی زمین شود

چون موجه سراب همان در کشاکش است

6

بر فرق هر که سرکشی از سر نمی نهد

مانند اره کاهکشان در کشاکش است

7

شوق وطن ز دل به عزیزی نمی رود

در صلب گوهر آب روان در کشاکش است

8

پیران ز حرص بیشتر آزار می کشند

با پشت خم همیشه کمان در کشاکش است

9

طول امل ز قامت خم بیش شد مرا

شد حلقه این کمان و همان در کشاکش است

10

آسان نمی توان ز علایق فشاند دست

زین خارزار دامن جان در کشاکش است

11

بر رنگ و بوی عاریه هر کس که دل نهاد

پیوسته از بهار و خزان در کشاکش است

12

تا لب گشاده است، نفس آرمیده نیست

در قبضه سوار، عنان در کشاکش است

13

ایمن شود چسان ز گسستن رگ حیات؟

زینسان که تار و پود جهان در کشاکش است

14

بال و پر تلاطم بحرست بادبان

دلها ز دیده نگران در کشاکش است

15

تا یکزبان چو تیغ نگردد سخن طراز

دایم چو خامه دو زبان در کشاکش است

16

تا موی آن کمر نکند ترک پیچ و تاب

ما را چو زلف رشته جان در کشاکش است

17

صائب اگر چه غوطه در آب گهر زند

از پیچ و تاب، رشته همان در کشاکش است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

باغ و بهار چشم پر آب من آتش است

ساقی و مطرب و می ناب من آتش است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1905

اگلی نظم

از پیر گوشه گیری وسیر از جوان خوش است

از تیر راستی و کجی از کمان خوش است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1907

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور