صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 928غزل شمارهٔ 928شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ابریختہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن که رنگ خط به رخسارش ز مشک ناب ریختخار در پیراهن خورشید عالمتاب ریخت2نقل کریںچون شفق رنگین ز روی خاک می خیزد غبارغمزه او بس که خون خلق را چون آب ریخت3نقل کریںمی توان صد نامه انشا کرد از راه نگاهشبنم بی درد اگر در گوش گل سیماب ریخت4نقل کریںتا چه خونها در دل مردم به بیداری کندچشم مخموری که خون عالمی در خواب ریخت5نقل کریںننگ هستی از سرم تیغ شهادت برگرفتپیش دریا گرد راه از خویشتن سیلاب ریخت6نقل کریںدانه تسبیح شد از سردی زهاد خشکشمع عالمسوز هر اشکی که در محراب ریخت7نقل کریںترک جود اضطراری کن کز اهل جود نیستهر که در کام نهنگ از بیم جان اسباب ریخت8نقل کریںاین جواب آن غزل صائب که می گوید اسیرهمچو گرد سرمه از چشم غزالان خواب ریخت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدست و پا بسیار زد تا عشق ما را پاک سوختشعله خون ها خورد تا این هیزم نمناک سوختصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 927اگلی نظمکوته اندیشی که گل در خوابگاه یار ریختیوسف گل پیرهن را در گریبان خار ریختصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 929زمینہم وزن و قافیہ نظمیںلب گشادی تا سخن گویی در سیراب ریختطره افشاندی که ریزد گرد مشک ناب ریختجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 211خط تو در دامن گل سنبل سیراب ریختبر بیاض صفحه خورشید مشک ناب ریختجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 212آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدست و پا بسیار زد تا عشق ما را پاک سوختشعله خون ها خورد تا این هیزم نمناک سوختصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 927
اگلی نظمکوته اندیشی که گل در خوابگاه یار ریختیوسف گل پیرهن را در گریبان خار ریختصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 929
لب گشادی تا سخن گویی در سیراب ریختطره افشاندی که ریزد گرد مشک ناب ریختجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 211
خط تو در دامن گل سنبل سیراب ریختبر بیاض صفحه خورشید مشک ناب ریختجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 212