صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1708

غزل شمارهٔ 1708

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رسنگاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نصیب اهل دل از چرخ بدگهر سنگ است

که رزق نخل برومند از ثمر سنگ است

2

همان ز خنده من کوهسار پرشورست

چو کبک دانه روزی مرا اگر سنگ است

3

جنون من ز ملامت شود سبک پرواز

فلاخنم که مرا توشه سفر سنگ است

4

تفاوتی نکند پیش سیر چشمی من

اگر گهر به ترازوی من، اگر سنگ است

5

درای قافله ام نیست جز صدای شکست

که شیشه بارم و این راه سر به سر سنگ است

6

حصار عافیت جان ماست غفلت ما

که ایمن است ز نشتر رگی که در سنگ است

7

ز جوش سینه من آسمان به خود لرزد

که زور باده به مینای بیجگر سنگ است

8

کجا ز دانه و دام جهان فریب خورم؟

مرا که نقش پر و بال در نظر سنگ است

9

ز روی سخت چو آهن توان به کام رسید

که خرده در کف ممسک، شرار در سنگ است

10

چه شد ز باده اگر شیشه غوطه زد در لعل؟

همان در آینه پاک شیشه گر سنگ است

11

ز خود برآ، دل بیدار اگر طمع داری

که چشم بسته بود تا شرار در سنگ است

12

خبر کی از دل پر خون عشق دارد حسن؟

که لعل در نظر طفل بیخبر سنگ است

13

مشو ز سختی ایام ناامید که لعل

ز آفتاب خورد رزق اگر چه در سنگ است

14

ز کار سخت گره وا شود به آسانی

کلید باغ ز چوب است اگر چه در، سنگ است

15

درست شد ز ملامت شکسته ام صائب

که مومیایی مجنون بیخبر سنگ است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دل رمیده ما را صدای پا سنگ است

بر آبگینه ما نقش آشنا سنگ است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1707

اگلی نظم

همیشه دیده سوزن ازان به دنبال است

که قبله نظرش رشته های آمال است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1709

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور