صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 155غزل شمارهٔ 155شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ویشمراہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: پری ساتکنی عندلیبآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمی برد از هوش پیش از آمدن بویش مرانیست جز حسرت، نصیب دیده از رویش مرا2نقل کریںبا خیال او نظر بازی نمی آید ز منبس که ترسیده است چشم از تندی خویش مرا3نقل کریںدر رگ ابر سیه امید باران است بیشیک سر مو نیست بیم از چین ابرویش مرا4نقل کریںگر چو مژگان صد زبان پیدا کنم، چون مردمکمهر بر لب می زند چشم سخنگویش مرا5نقل کریںاز نصیحت هر قدر می آورم دل را به راهمی برد از راه بیرون، قد دلجویش مرا6نقل کریںنیست پنهان پیچ و تاب من ز قد و زلف اودست چون موی کمر پیچیده هر مویش مرا7نقل کریںبرگ عیش من در ایام خزان آماده استتا به گل رفته است پا چون سرو در کویش مرا8نقل کریںگرچه زان سنگین دل آمد بارها پایش به سنگهمچنان بی تابی دل می برد سویش مرا9نقل کریںچشم حیران گر شود چون زلف سر تا پای مننیست صائب سیری از نظاره رویش مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبی زبانی پرده داری می کند راز مرامی دهد خاموشی من سرمه غماز مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 154اگلی نظمنیست ممکن بر گرفتن دیده از رویش مرااره گر بر سر گذارد چین ابرویش مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 156زمینہم وزن و قافیہ نظمیںنیست ممکن بر گرفتن دیده از رویش مرااره گر بر سر گذارد چین ابرویش مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 156آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبی زبانی پرده داری می کند راز مرامی دهد خاموشی من سرمه غماز مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 154
اگلی نظمنیست ممکن بر گرفتن دیده از رویش مرااره گر بر سر گذارد چین ابرویش مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 156
نیست ممکن بر گرفتن دیده از رویش مرااره گر بر سر گذارد چین ابرویش مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 156