صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 154غزل شمارهٔ 154شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ازمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبی زبانی پرده داری می کند راز مرامی دهد خاموشی من سرمه غماز مرا2نقل کریںگر برون آید، به خون خود گواهی می دهدناله تا در دل نگردد خون، هم آواز مرا3نقل کریںاز نوازش منت روی زمین دارد به منچرخ سنگین دل زند گر بر زمین ساز مرا4نقل کریںگوش گل بی پرده از گلبانگ من گشت و هنوزباغبان سنگدل نشنیده آواز مرا5نقل کریںکی به ساحل می گذارد موجه خود را محیط؟از شکستن نیست پروا بال پرواز مرا6نقل کریںسیل از ویرانه من شرمساری می بردنیست جز افسوس در کف خانه پرداز مرا7نقل کریںاز شبیخون نسیم صبح ایمن می شودشمع اگر فانوس سازد پرده راز مرا8نقل کریںاز دو عالم دوخت چشمم دوربینی های عشقتا کجا خواهد گشودن چشم شهباز مرا9نقل کریںعقل اگر صائب نسازد با دل من گو مسازعشق با آن بی نیازی می کشد ناز مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنیست ظرف باده توحید، مخمور مرامی کند حلاجی این می مغز منصور مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 153اگلی نظممی برد از هوش پیش از آمدن بویش مرانیست جز حسرت، نصیب دیده از رویش مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 155آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنیست ظرف باده توحید، مخمور مرامی کند حلاجی این می مغز منصور مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 153
اگلی نظممی برد از هوش پیش از آمدن بویش مرانیست جز حسرت، نصیب دیده از رویش مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 155