صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5345

غزل شمارهٔ 5345

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: داشتم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

از سر کوی تو گر عزم سفر می داشتم

می زدم بر بخت خود پایی که بر می داشتم

2

داشتم در عهد طفلی جانب دیوانگان

می زدم بر سینه هر سنگی که بر داشتم

3

حلقه ای کم می شد از زنجیر مجنون مرا

دیده رغبت ز روی هر چه بر می داشتم

4

زندگی را بیخودی برمن گوارا کرده است

می شدم دیوانه گر از خود خبر می داشتم

5

دل چو خون گردید بی حاصل بود تدبیرها

کاش پیش از خون شدن دل از تو بر می داشتم

6

می کشیدم پای استغنا به دامان صدف

قطره آبی اگر همچون گهر می داشتم

7

می ربودندم ز دست و دوش هم دردی کشان

چون سبو دست طلب گر زیر سر می داشتم

8

بی پر و بالی مرا محبوس دارد در فلک

می شکستم بیضه را گربال و پر می داشتم

9

در جگر می ساختم پنهان ز بیم چشم زخم

از دم تیغ تو هر زخمی که بر می داشتم

10

می فشاندم آستین بر زنگ وبوی عاریت

زین چمن گر چون خزان برگ سفر می داشتم

11

در برومندی ندادم نامرادی را ز دست

گردنی دایم کج از جوش ثمر می داشتم

12

دست من هر چند ازان موی میان کوتاه بود

در رگ جان پیچ و تاب آن کمر می داشتم

13

عاقبت مشق جنون من به جایی می رسید

روی نو خط ترا گر در نظر می داشتم

14

جیب و دامان فلک پر می شد از گفتار من

در سخن صائب هم آوازی اگر می داشتم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گر به ملک بیخودی امید جامی داشتم

می شدم بیرون ز خود چندان که پا می داشتم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5344

اگلی نظم

می زدم بر قلب هجران گرجگر می داشتم

دست بر دل می نهادم دل اگر می داشتم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5346

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور