صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5322

غزل شمارهٔ 5322

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ارایینهام

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بس که از نادیدنی دارد غبار آیینه ام

می شمارد زنگ کلفت را بهار آیینه ام

2

از سواد نامه اعمال می بخشد خبر

بس که از تردامنی گردیده تار آیینه ام

3

بی تامل سینه پیش می سازم سپر

تا ز عکس خلق شد صورت نگار آیینه ام

4

از هوا گیرم غبار کلفت وزنگ ملال

تا شده است از سخت رویان سنگسار آیینه ام

5

می زند از سخت جانی این زمان پهلو به سنگ

داشت از نازکدلی گر شیشه بارآیینه ام

6

جای خود می بایدش دیدن چو قارون زیرخاک

آن که می خواهد که سازد بی غبار آیینه ام

7

گر ز ره زیر قبا پوشد چو جوهر دور نیست

نیست امن از چشم زخم روزگار آیینه ام

8

کرد بر لب تشنه دیدار بی خواهش سبیل

اب خشکی داشت گر در جویبار آیینه ام

9

دیده اش حیران نقش پایدار دیگرست

دل نمی بندد به هر نقش ونگار آیینه ام

10

خجلت روی زمین صائب ز مردم می کشم

کرد تا بی پرده گویی را شعار آیینه ام

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

صاف چون صبح است با عالم دل بی‌کینه‌ام

می‌توان رو دید از روشندلی در سینه‌ام

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5321

اگلی نظم

کم نگردد میهمان از خانه چون آیینه ام

نیست قفلی بردر کاشانه چون آیینه ام

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5323

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور