صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6697

غزل شمارهٔ 6697

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اافتادگی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

بی نیازست از دلیل و رهنما افتادگی

می رود منزل به منزل جاده با افتادگی

22

از تنزل می توان آسان ترقی یافتن

بی رسن از چه برآرد عکس را افتادگی

33

شد دل هر کس ز دنیا سرد چون برگ خزان

با کف لرزنده گیرد از هوا افتادگی

44

از سپر انداختن گل امن شد از نیش خار

می کند کوته زبان خصم را افتادگی

55

آنقدر کز نقش پا گردن فرازی بدنماست

خوش نماید از سران چون نقش پا افتادگی

66

سرکشی از سر بنه چون آتش سوزان که کرد

سجده گاه سرفرازان خاک را افتادگی

77

چون دهم از دست دامان تنزل را، که کرد

سیر معراج اجابت اشک با افتادگی

88

با گرانقدران تواضع کن که برمی آورد

دانه ها را روسفید از آسیا افتادگی

99

ذوق منصب دیده را اندیشه ای از عزل نیست

از دویدن نیست مانع طفل را افتادگی

1010

خاکساری پیشه خود کرده ام تا داده است

دانه را بال و پر نشو و نما افتادگی

1111

داد شبنم را درین بستانسرا چون مردمک

در حریم دیده خورشید جاافتادگی

1212

بگذر از تقصیر دشمن چون شدی غالب، که هست

از زبردستان عالم خوشنما افتادگی

1313

پا به دامن کش در ایام کهنسالی که هست

بی نیاز از منت خشک عصا افتادگی

1414

نیست از راه تواضع خاکساری دام را

حیله باشد خصم روبه باز را افتادگی

1515

از تواضع می شود ظاهر عیار پختگی

حجت قاطع بود از میوه ها افتادگی

1616

از ته دیوارها می آورد سالم برون

با همه بی دست و پایی سایه را افتادگی

1717

عالمی جویند از پستی، بلندی چون غبار

تا ز خاک راه بردارد که را افتادگی

1818

بر زمین ناورد صائب پشت ما را هیچ کس

با زمین تا پشت ما کرد آشنا افتادگی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سرفرازی را نباشد جنگ با افتادگی

دولت خورشید را دارد بپا افتادگی

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6696

اگلی نظم

نیست اکسیری به عالم بهتر از افتادگی

قطره ناچیز گردد گوهر از افتادگی

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6698

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بسکه ‌گردید آبیار ما ز پا افتادگی

سبز شد آخر چو بید از وضع ما افتادگی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2739

سجده بنیادی بساز ای جبهه با افتادگی

سایه را نتوان ز خود کردن جدا افتادگی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2740

کرد شبنم را به خورشید آشنا افتادگی

قطره را شد سوی دریا رهنما افتادگی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2741

سرفرازی را نباشد جنگ با افتادگی

دولت خورشید را دارد بپا افتادگی

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6696

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور