صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1288

غزل شمارهٔ 1288

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ت

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

آسمان سفله بی برگ و نوایی بیش نیست

آفتاب روشنش شبنم گدایی بیش نیست

2

در محیط آفرینش چون حباب شوخ چشم

شغل ما سرگشتگان کسب هوایی بیش نیست

3

زر که آرام از خسیسان رنگ زردش برده است

پیش ما کامل عیاران کهربایی بیش نیست

4

می نماید گر به ظاهر دامن دولت وسیع

دستگاهش سایه بال همایی بیش نیست

5

گرچه پیوند علایق را گسستن مشکل است

پیش ما وا کردن بند قبایی بیش نیست

6

برنمی آید به حق باطل، و گرنه چون کلیم

رایت ما و سپاه ما عصایی بیش نیست

7

خواب بر مخمل ز شکر خواب ما گشته است تلخ

گرچه در ویرانه ما بوریایی بیش نیست

8

آنچه باید خواست از آزادمردان همت است

سرو را در آستین دست دعایی بیش نیست

9

مطلبی جز ترک مطلب نیست ما را در جهان

مدعای ما دل بی مدعایی بیش نیست

10

قسمت ما از کریمان جهان آوازه ای است

رزق ما زین کاروان بانگ درایی بیش نیت

11

چرخ کجرو گر نگردد راست با ما، گو مگرد

مطلب آیینه از صیقل جلایی بیش نیست

12

روزی اهل بصیرت از فلک ها کلفت است

قسمت روزن، غبار آسیایی بیش نیست

13

گرچه می پوشم جهانی را لباس مغفرت

پوششم چون کعبه در سالی قبایی بیش نیست

14

باغبان ما را عبث از سیر مانع می شود

مطلب ما از گلستان همنوایی بیش نیست

15

چون شکر هر کس که دارد از حلاوت بهره ای

خانه و فرش و لباسش بوریایی بیش نیست

16

هر که دارد جوهری، نانش به خون افتاده است

قسمت شمشیر، آب ناشتایی بیش نیست

17

از هجوم میوه صائب شاخه ها خم می شود

حاصل از پیری ترا قد دوتایی بیش نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

درگذر زین خاکدان، گرد سپاهی بیش نیست

برشکن افلاک را، طرف کلاهی بیش نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1287

اگلی نظم

آب کن در شیشه ساقی گر شراب صاف نیست

کشتی ما را به خشکی بستن از انصاف نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1289

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور