صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1287

غزل شمارهٔ 1287

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اهیبیشنیست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

درگذر زین خاکدان، گرد سپاهی بیش نیست

برشکن افلاک را، طرف کلاهی بیش نیست

22

تشنه چشم افتاده است آیینه اسکندری

ورنه آب زندگانی دل سیاهی بیش نیست

33

رهنوردان طریق کعبه مقصود را

سایه دیوار امکان خوابگاهی بیش نیست

44

گر ز کوه قاف باشد گفتگو سنجیده تر

پیش تمکین خموشی برگ کاهی بیش نیست

55

گوشه دل از عمارت کرد مستغنی مرا

مطلب صیاد از عالم، پناهی بیش نیست

66

در دل روشن سراسر می رود یاد بهشت

چشمه خورشید را زرین گیاهی بیش نیست

77

ما به داغ لاله صلح از لاله رویان کرده ایم

از جهان منظور ما چشم سیاهی بیش نیست

88

طی نمی گردد به شبگیر حیات جاودان

گرچه زلف او به ظاهر کوچه راهی بیش نیست

99

در غریبی می نماید خویش را حسن غریب

قسمت یوسف ز کنعان قعر چاهی بیش نیست

1010

چون قلم هر چند دست از ماست، بر لوح وجود

حاصل ما از تردد مد آهی بیش نیست

1111

با هزاران چشم روشن، چرخ نشناسد مرا

بهره مجمر ز عنبر دود آهی بیش نیست

1212

حاصل پرواز ما چون چشم ازین چرخ خسیس

با همه روشن روانی برگ کاهی بیش نیست

1313

چون تواند ماه پیش عارض او شد سفید؟

آفتاب اینجا چراغ صبحگاهی بیش نیست

1414

می رسد صائب به زهرآلوده، آن هم گاه گاه

روزی ما گرچه از خوبان نگاهی بیش نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آسمان در چشم ما دود و بخاری بیش نیست

سر به سر روی زمین مشت غباری بیش نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1286

اگلی نظم

آسمان سفله بی برگ و نوایی بیش نیست

آفتاب روشنش شبنم گدایی بیش نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1288

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور