صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1148

غزل شمارهٔ 1148

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انشدهاست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بر من از پیری سرای عاریت زندان شده است

زندگی دشوار و ترک زندگی آسان شده است

2

خواب من بیداری و بیداریم گشته است خواب

منقلب اوضاع من از گردش دوران شده است

3

دل ضعیف و مغز پوچ و خلق تنگ و فهم کند

اشتها کم، حرص افزون، معده نافرمان شده است

4

چشم کند و گوش سنگین، دست لرزان، پای سست

جای دندان جانشین گوهر دندان شده است

5

می رود آب از دهان و چشم من بی اختیار

کشتی بی لنگرم بازیچه طوفان شده است

6

رعشه برده است از کفم بیرون عنان اختیار

زین تزلزل، خانه معمور تن ویران شده است

7

عمر گردیده است از قد دو تا پا در رکاب

زندگی زین اسباب چوگانی سبک جولان شده است

8

هر رگی در پیکر زار من از موی سفید

چون چراغ صبحدم بر زندگی لرزان شده است

9

قامتم گشته است از بار گنه خم چون کمان

آه چون تیر خدنگ از سینه ام پران شده است

10

کرده دلسرد از حیاتم برگریزان حواس

زین خزان بی مروت گلشنم ویران شده است

11

در کهنسالی مرا کرده است صید خویش حرص

جسم من در زندگانی طعمه موران شده است

12

گوی سر در فکر رفتن نیست از میدان خاک

قامت خم گشته ام هر چند چون چوگان شده است

13

رفته جز یاد جوانی هر چه هست از خاطرم

طاق نسیان قامتم هر چند از دوران شده است

14

ریشه طول امل هر روز می گردد زیاد

از خزان هر چند نخل قامتم لرزان شده است

15

چون کنم کفران نعمت، کز گرانی های گوش

عالم پر شور بر من شهر خاموشان شده است

16

صبح محشر نیست گر موی سفید من، چرا

صائب اوراق حواسم نامه پران شده است؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از خط شبرنگ حسن یار صد چندان شده است

کز ته هر حلقه خورشید دگر تابان شده است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1147

اگلی نظم

شکر ما کوته زبان از کثرت احسان شده است

برگ این نخل برومند از ثمر پنهان شده است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1149

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

باز سرگرمی نظاره به سامان شده است

شعلهٔ ایمن دیدارگل‌افشان شده است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 593

از خط شبرنگ حسن یار صد چندان شده است

کز ته هر حلقه خورشید دگر تابان شده است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1147

شکر ما کوته زبان از کثرت احسان شده است

برگ این نخل برومند از ثمر پنهان شده است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1149

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور