صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2091

غزل شمارهٔ 2091

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: فت

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

صبح شکوفه چون کف سیل بهار رفت

خوش موسمی ز کیسه لیل و نهار رفت

2

خون می چکد ز غنچه منقار بلبلان

زین نقد تازه کز گره روزگار رفت

3

آمد به موج لاله و گل بحر نوبهار

مانند کف، شکوفه سبک بر کنار رفت

4

از دفتر شکوفه، بجا یک ورق نماند

ایام مد کشیدن ابر بهار رفت

5

گنجی که از شکوفه برون داده بود خاک

در یک نفس به باد چو زر نثار رفت

6

نقدی که از شکوفه چمن جمع کرده بود

یکسر به هرزه خرجی باد بهار رفت

7

بی سکه خرج کرد زر خویش را تمام

زین بوستان شکوفه عجب نامدار رفت

8

دوران اعتدال نسیم چمن گذشت

از سینه جهان، نفس بی غبار رفت

9

ناسور شد جراحت منقار بلبلان

از بس که خون ناله ازو در بهار رفت

10

خط بنفشه ری به پژمردگی گذاشت

ریحان و گل به سرعت دود و شرار رفت

11

تا گشت تازیانه قوس قزح بلند

چون کاروان برق، سبک لاله زار رفت

12

قسمت چو نیست، فایده برگ عیش چیست؟

نرگس پیاله داشت به کف، در خمار رفت

13

تا با گل شکفته شبی را به روز کرد

خونها ز چشم شبنم شب زنده دار یافت

14

رو باز پس ز شور قیامت نمی کند

هوشی که در رکاب نسیم بهار رفت

15

ساقی، ترا که دست و دلی هست می بنوش

کز بوی باده دست و دل من ز کار رفت

16

خوش وقت رهروی که درین باغ چون نسیم

بی اختیار آمد و بی اختیار رفت

17

واشو چو غنچه، ای گره دل به زور خود

اکنون که دست عقده گشایان ز کار رفت

18

صائب مپرس حال دل عندلیب را

جایی که لاله با جگر داغدار رفت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از خط حلاوت لب جانان به گرد رفت

از جوش مور این شکرستان به گرد رفت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2090

اگلی نظم

هر عاشق از رهی به حریم وصال رفت

مجنون پی سیاهی چشم غزال رفت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2092

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور