صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1043غزل شمارهٔ 1043شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اگلاستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر چه امروزست بار خاطرت فردا گل استدر جگرخاری که اینجا بشکند آنجا گل است2نقل کریںانبساط ماست موقوف گشاد کار خلقفتح بابی هر که را رو می دهد ما را گل است3نقل کریںهر که با نیکان نشیند رنگ نیکان بر کندچون ز می سیراب گردد پنبه مینا گل است4نقل کریںمی پرستان در خزان عیش بهاران می کنندقلقل میناست بلبل، باده حمرا گل است5نقل کریںپرده بیگانگی نبود میان حسن و عشقدر حریم بیضه بلبل گرم صحبت با گل است6نقل کریںقدر خاک افتاده را سرگشتگان دانند چیستنقش پا گمراه را در دامن صحرا گل است7نقل کریںهست با هر داغ من پیوند خاصی عشق رابرگ برگ این چمن پیش چمن پیرا گل است8نقل کریںصحبت روشن ضمیران سرخ رویی بر دهدشاخ مرجان در کنار بحر سر تا پا گل است9نقل کریںاز فروغ شمع صائب نیست غم پروانه رارهنورد شوق را آتش به زیر پا گل است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتوبه از می در بهار نوجوانی مشکل استتشنه بر گشتن ز آب زندگانی مشکل استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1042اگلی نظمسینه ام از داغ رنگارنگ صحرای گل استپای من از زخم خار خونچکان پای گل استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1044آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتوبه از می در بهار نوجوانی مشکل استتشنه بر گشتن ز آب زندگانی مشکل استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1042
اگلی نظمسینه ام از داغ رنگارنگ صحرای گل استپای من از زخم خار خونچکان پای گل استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1044