صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1044غزل شمارهٔ 1044شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ایگلاستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسینه ام از داغ رنگارنگ صحرای گل استپای من از زخم خار خونچکان پای گل است2نقل کریںبرنمی آرد مرا جوش بهاران از قفسبی دماغان محبت را چه پروای گل است؟3نقل کریںعشق می چیند ز دلسوزی بلای حسن رادر دل بلبل خلد خاری که در پای گل است4نقل کریںرتبه حسن از غرور عشق ظاهر می شودباغبان نازی اگر دارد ز بالای گل است5نقل کریںمستی من نیست موقوف شراب لاله رنگغنچه منقار من لبریز صهبای گل است6نقل کریںشرم می دارد نگاه از خیره چشمان حسن راچون نباشد باغبان در باغ، یغمای گل است7نقل کریںسردمهری را اثر در سینه های گرم نیستعندلیب مست ما فارغ ز سرمای گل است8نقل کریںاز سخن سنجان شود صائب بلند آوازه حسنشعله آواز بلبل محفل آرای گل است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر چه امروزست بار خاطرت فردا گل استدر جگرخاری که اینجا بشکند آنجا گل استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1043اگلی نظمحسن عالمسوز ماه من دو بالای گل استکج نگه کردن به دستارش چه یارای گل است؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1045آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر چه امروزست بار خاطرت فردا گل استدر جگرخاری که اینجا بشکند آنجا گل استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1043
اگلی نظمحسن عالمسوز ماه من دو بالای گل استکج نگه کردن به دستارش چه یارای گل است؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1045