صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1025غزل شمارهٔ 1025شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اغافلاستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبا کمال قرب، از جانان دل ما غافل استزنده از دریاست ماهی و ز دریا غافل است2نقل کریںآسمان سنگدل از گریه ما غافل استگوش سنگین صدف از جوش دریا غافل است3نقل کریںچهره دل ترجمان رازهای عالم استوای بر آن کس کز این آیینه سیما غافل است4نقل کریںچشم ظاهربین به کنه روح نتواند رسیدسوزن دجال چشم از حال عیسی غافل است5نقل کریںجان چه می داند اجل کی حلقه بر در می زنداز سفر کردن شرر در سنگ خارا غافل است6نقل کریںمحو دنیا را به گرد دل نگردد یاد مرگاز معلم طفل هنگام تماشا غافل است7نقل کریںهند چون دنیای غدارست و ایران آخرتهر که نفرستد به عقبی، مال دنیا غافل است8نقل کریںگر سبو از تنگدستی راه احسان بسته استخم چرا از ساغر لب تشنه ما غافل است؟9نقل کریںدام ها در خاک از چشم غزالان کرده استگر به ظاهر لیلی از مجنون شیدا غافل است10نقل کریںمرکز پرگار حیرانی است در آغوش گلشبنمی کز آفتاب عالم آرا غافل است11نقل کریںنیست غیر از بیخودی صائب فضایی در جهانوای بر آن کس کز این دامان صحرا غافل است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسعی در تحصیل اسباب جهان بی حاصل استآنچه نتوان برد با خود، جمع آن بی حاصل استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1024اگلی نظماز بدن آزادی جانهای غافل مشکل استپای خواب آلود بیرون کردن از گل مشکل استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1026آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسعی در تحصیل اسباب جهان بی حاصل استآنچه نتوان برد با خود، جمع آن بی حاصل استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1024
اگلی نظماز بدن آزادی جانهای غافل مشکل استپای خواب آلود بیرون کردن از گل مشکل استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1026