صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1026غزل شمارهٔ 1026شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: لمشکلاستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز بدن آزادی جانهای غافل مشکل استپای خواب آلود بیرون کردن از گل مشکل است2نقل کریںبرنگردد جسم، یک پهلو به هر جانب فتادراست گردانیدن دیوار مایل مشکل است3نقل کریںجان عاشق در تن خاکی چسان گیرد قرار؟موج دریا دیده را بستن به ساحل مشکل است4نقل کریںنیست آسان در بدن جان را مصفا ساختنزنگ ازین آیینه بردن در ته گل مشکل است5نقل کریںنیست غیر از مرگ ساحل مور شهد افتاده رابر گرفتن دل ازان شیرین شمایل مشکل است6نقل کریںزنگ صحبت را به خلوت می توان از دل زدودزندگانی در جهان بی گوشه دل مشکل است7نقل کریںمی توان بردن به آسانی زیر برگ لاله داغخون ما را شستن از دامان قاتل مشکل است8نقل کریںدر سر بی مغز تا باشد هوایی چون حبابسر برون بردن ازین دریای هایل مشکل است9نقل کریںعشق در یک پله دارد کعبه و بتخانه راچشم حیران را تمیز حق و باطل مشکل است10نقل کریںهر که را راه درازی هست صائب پیش پاتن به خواب ناز در دادن به منزل مشکل است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبا کمال قرب، از جانان دل ما غافل استزنده از دریاست ماهی و ز دریا غافل استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1025اگلی نظماز تن خاکی به جد و جهد رستن مشکل استرشته جان را به زور خود گسستن مشکل استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1027آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبا کمال قرب، از جانان دل ما غافل استزنده از دریاست ماهی و ز دریا غافل استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1025
اگلی نظماز تن خاکی به جد و جهد رستن مشکل استرشته جان را به زور خود گسستن مشکل استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1027