صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 43غزل شمارهٔ 43شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ابتلخراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگریهٔ مستانه میسازم شرابِ تلخ رامیکنم چون ابر مروارید آبِ تلخ را2نقل کریںزاهدانِ طفلمشرب، اُمتِ شیرینیاندمیکنم در کار مستان این شرابِ تلخ را3نقل کریںعاشقِ حیران چه میداند عِتاب و لطف چیست؟میخورد چون آبِ شیرین ریگ آبِ تلخ را4نقل کریںبادهٔ روشن علاجِ ظلمتِ غم میکندمیشکافد تیغ برق از هم سحابِ تلخ را5نقل کریںتا کی از بیمِ اجل عمرم به تلخی بگذرد؟میکنم شیرین به خود یک چشم خوابِ تلخ را6نقل کریںتا به تلخیهای زهرِ چشمِ او خو کردهاممیشمارم بادهٔ شیرین، جوابِ تلخ را7نقل کریںبس که صائب دیدهام تلخی ازین شکّرلَبانمیشمارم خندهٔ شیرین، عتابِ تلخ را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممد احسان است بسم الله دیوان صبح راره به مضمون می توان بردن ز عنوان صبح راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 42اگلی نظمغمزهاش افزود در ایامِ خط بیداد رازنگِ زهرِ جانستان شد تیغِ این جلّاد راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 44آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممد احسان است بسم الله دیوان صبح راره به مضمون می توان بردن ز عنوان صبح راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 42
اگلی نظمغمزهاش افزود در ایامِ خط بیداد رازنگِ زهرِ جانستان شد تیغِ این جلّاد راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 44