صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3787

غزل شمارهٔ 3787

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اییکرد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

به خاک راه تو هرکس که جبهه سایی کرد

تمام عمر چو خورشید خودنمایی کرد

2

فغان که ساغر زرین بی نیازی را

گرسنه چشمی ما کاسه گدایی کرد

3

خدنگ آه جگردوز را ز بیدردی

هواپرستی ما ناوک هوایی کرد

4

به مومیایی مردم چه حاجت است مرا؟

که استخوان مرا سنگ مومیایی کرد

5

ازان ز گریه نشد خشک شمع را مژگان

که روشنایی خود صرف آشنایی کرد

6

بهوش باش دلی را به سهو نخراشی

به ناخنی که توانی گرهگشایی کرد

7

مرا به آتش سوزنده رحم می آید

که زندگانی خود صرف ژاژخایی کرد

8

به رنگ و بوی جهان دل گذاشتن ستم است

چه خوب کرد که شبنم ز گل جدایی کرد

9

هنوز خط تو صورت نبسته بود از غیب

که درد صفحه روی مرا حنایی کرد

10

خوش است گاه به عشاق خویش دل دادن

نمی توان همه عمر دلربایی کرد

11

نداد سر به بیابان درین بهار مرا

نسیم زلف تو بسیار نارسایی کرد

12

ز رشک شمع دل خویش می خورم صائب

که جسم تیره خود صرف روشنایی کرد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اگر نشسته سفر چون نظر توانی کرد

ز هفت پرده نیلی گذر توانی کرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3786

اگلی نظم

ز رفتن تو دل خاکسار رفت به گرد

بنای صبر و شکیب و قرار رفت به گرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3788

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور