صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4368

غزل شمارهٔ 4368

شاعر: صائب

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: انتوگلکرد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

خط از لب لعل گهرافشان تو گل کرد

یا خضر ز سرچشمه حیوان تو گل کرد

22

چشم تو شد از گریه مستانه گهرریز

یا خون من از نشتر مژگان تو گل کرد

33

پردر پر هم بافت چو خط گرد دهانت

حرفی که ز لعل گهرافشان تو گل کرد

44

در شوره زمین تخم فشاند چمن آرا

تا آن خط ریحان ز نمکدان تو گل کرد

55

هر غنچه دهانی چو زر گل به گره بست

هر نکته که از غنچه خندان تو گل کرد

66

از خون دلم شانه چو سرپنجه مرجان

رنگین شد واز زلف پریشان تو گل کرد

77

از زلف شد آن طرف بناگوش نمایان

صبح وطن از شام غریبان تو گل کرد

88

روشن گهری پرده در راز نهان است

از چشم تو می خوردن پنهان توگل کرد

99

در پرده شب جام چو خورشید کشیدن

چون صبح ز دستار پریشان توگل کرد

1010

شبهای درازی که به صحبت گذراندی

از کوتهی شمع شبستان توگل کرد

1111

در پرده هر آن جرعه که چون ابر کشیدی

یک یک ز عذار عرق افشان توگل کرد

1212

دل باز کند صحبت یاران موافق

در خلوت دل غنچه پیکان توگل کرد

1313

بود از نظر خلق نهان خاک مزارم

چون سرو ز برچیدن دامان توگل کرد

1414

از سینه هرکس که دل خونشده گم شد

چون تکمه گوهر ز گریبان توگل کرد

1515

چون غنچه به دل خرده رازی که نهفتم

آخر ز شکر خنده پنهان توگل کرد

1616

از کاوش مژگان تو وا شد گره دل

این غنچه لب بسته به دوران توگل کرد

1717

از گریه شادی ز جگر شست سیاهی

هر لاله که از خاک شهیدان توگل کرد

1818

یک بار کند هر ثمری گل ز لطافت

در هر نظری سیب زنخدان توگل کرد

1919

صائب چمن از زمزمه عشق تهی بود

این نغمه جانسوز به دوران توگل کرد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از بس عرق از چهره گلفام تو گل کرد

چون پشت لب سبزخطان بام تو گل کرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4367

اگلی نظم

رخسار جهانسوز تو بی پا و سرم کرد

نظاره زلف تو پریشان نظرم کرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4369

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور