صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 870غزل شمارهٔ 870شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: احبابصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںنیست بحر پاک گوهر را خصومت با حباباز هوای خود خطر دارد درین دریا حباب22نقل کریںجز تعین نیست اینجا پرده بیگانگیتا گذشت از سر، یکی گردید با دریا حباب33نقل کریںتا چو مجنون غوطه در دریای وحدت خورده امخیمه لیلی است در چشم من شیدا حباب44نقل کریںگوشه چشمی ز ساقی تنگ ظرفان را بس استاز نسیمی می گذارد سر به جای پا حباب55نقل کریںاز نظر پوشیدنی با بحر شد هم پیرهنتا چه گل چیند دگر از دیده بینا حباب66نقل کریںچیست دنیا تا ازو اهل بصیرت نگذرند؟از سر بحر گهر خیزد به یک ایما حباب77نقل کریںآه سردی کشتی دل را به ساحل می برددر گره دارد ز خود باد مراد اینجا حباب88نقل کریںجلوه اش صاحبدلان را می کند زیر و زبردارد این آب روان از پرده دلها حباب99نقل کریںبادپیمایی ندارد حاصلی جز نیستیمهر تا برداشت از لب، گشت ناپیدا حباب1010نقل کریںبسته چشمی لازم افتاده است بزم وصل رااز نظر بازی نگردد سیر در دریا حباب1111نقل کریںهمنشین خوب صائب کیمیای آدمی استجلوه یاقوت دارد بر سر صهبا حباب◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمموج را هر چند آماده است بال و پر ز آببی نسیم خوش عنان بیرون نیارد سر ز آبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 869اگلی نظمدر محیط عشق باشد از سر پر خون حبابباشد این دریای خون آشام را گلگون حبابصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 871◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمموج را هر چند آماده است بال و پر ز آببی نسیم خوش عنان بیرون نیارد سر ز آبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 869
اگلی نظمدر محیط عشق باشد از سر پر خون حبابباشد این دریای خون آشام را گلگون حبابصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 871