صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 363غزل شمارهٔ 363شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ینهخودراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبرآتش می گذارم خرقه پشمینه خود رانهان تا چند دارم در نمد آیینه خود را؟2نقل کریںکسی را می رسد لاف زبردستی درین میدانکه از دشمن نخواهد وقت فرصت کینه خود را3نقل کریںدرین دریا حبابی چهره مقصود می بیندکه کرد از کاسه زانوی خود آیینه خود را4نقل کریںچو طفلان هفته ای یک روز آزادی نمی خواهمبدل با روز شنبه می کنم آدینه خود را5نقل کریںمگر بی خواست آب رحم گرد دیده اش گرددبه دشمن می نمایم سینه بی کینه خود را6نقل کریںنگنجد در ته دامان ساحل گوهر رازمبه دریا می سپارم چون صدف گنجینه خود را7نقل کریںمیان اهل دل صائب نیارد سر بر آوردننسازد دوست هر کس دشمن دیرینه خود را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمفرو خوردم ز غیرت گریه مستانه خود رافشاندم در غبار خاطر خود دانه خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 362اگلی نظمبه زور خود شدی مغرور تا انداختی خود رانکردی گوش بر تعلیم ما تا باختی خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 364آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمفرو خوردم ز غیرت گریه مستانه خود رافشاندم در غبار خاطر خود دانه خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 362
اگلی نظمبه زور خود شدی مغرور تا انداختی خود رانکردی گوش بر تعلیم ما تا باختی خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 364