صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 965غزل شمارهٔ 965شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ارخودستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهر که را دیدیم در عالم گرفتار خودستکار حق بر طاق نسیان مانده، در کار خودست22نقل کریںخضر آسوده است از تعمیر دیوار یتیمهر کسی را روی در تعمیر دیوار خودست33نقل کریںکیست از دوش کسی باری تواند برگرفت؟گر همه عیسی است در فکر خر و بار خودست44نقل کریںپرتو حسن ازل افتاده بر دیوار و دردیو چون یوسف در اینجا محو دیدار خودست55نقل کریںگریه شمع از برای ماتم پروانه نیستصبح نزدیک است، در فکر شب تار خودست66نقل کریںچون تواند خار حسرت از دل بلبل کشید؟غنچه بی دست و پا درمانده خار خودست77نقل کریںخرجها دخل است چون باشد به جای خویشتنهر که می آید به کار خلق، در کار خودست88نقل کریںچشم صائب چون صدف برابر گوهر بار نیستزیر بار منت طبع گهربار خودست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمحیرت شبنم درین گلزار عین حکمت استرتبه بینایی هر کس به قدر حیرت استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 964اگلی نظمدوربین خونین جگر از نظم احوال خودستروز و شب طاوس لرزان بر پر و بال خودستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 966◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمحیرت شبنم درین گلزار عین حکمت استرتبه بینایی هر کس به قدر حیرت استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 964
اگلی نظمدوربین خونین جگر از نظم احوال خودستروز و شب طاوس لرزان بر پر و بال خودستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 966