صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3716

غزل شمارهٔ 3716

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ازمیارد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

کجا به حال مرا چاره ساز می آرد؟

ز خویش هرکه مرا برده، باز می آرد

2

اگر نه عشق حقیقی درین جهان باشد

که روی من به جهان مجاز می آرد؟

3

به مهره دل مومین من چه خواهد کرد

رخی که آینه را در گداز می آرد

4

به حمله کوه گران را سبک رکاب کند

غمی که بر سر من ترکتاز می آرد

5

اگر نه پرده چشم جهان شود حیرت

که تاب جلوه آن سرو ناز می آرد؟

6

چنان که ناز ترا دور می کند از من

مرا به سوی تو عجز و نیاز می آرد

7

مده ز دست حیا را که صید عالم را

به چشم دوخته این شاهباز می آرد

8

حضور قلب بود شرط در ادای نماز

حضور خلق ترا در نماز می آرد

9

کند ز کعبه دلالت به دیر حاجی را

مرا ز فکر تو هرکس که باز می آرد

10

ازان به چشم ره گریه بسته ام صائب

که جای اشک گهرهای راز می آرد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چه نکهت است که باد بهار می آرد؟

که هوش می بدر از دل، قرار می آرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3715

اگلی نظم

نشاط عالم فانی ملال می‌آرد

چو لاله دل سیهی رنگ آل می‌آرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3717

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور