صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 188غزل شمارهٔ 188شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: وییمراصنف: غزلصداکار: پری ساتکنی عندلیبآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمی کشد در خاک و خون مژگان دلجویی مراتیغ زهرآلود باشد چین ابرویی مرا2نقل کریںهر سخنسازی سخن نتواند از من واکشیدبر سر حرف آورد چشم سخنگویی مرا3نقل کریںتا بشویم دست خود پاک از جهان آب و گلبس بود چون سرو ازین گلشن لب جویی مرا4نقل کریںسبز می شد حرف در منقار طوطی ز انفعالدر نظر می بود اگر آیینه رویی مرا5نقل کریںگرچه در ظاهر مرا پای اقامت در گل استسر به صحرا می دهد چون وحشیان هویی مرا6نقل کریںچون زلیخا نیست دامنگیر، دست جرأتمچشم یعقوبم که روشن می کند بویی مرا7نقل کریںدر بساطم سجده شکری ز طاعت مانده استبس بود از هر دو عالم طاق ابرویی مرا8نقل کریںروشن از خاکستر مجنون سواد (من) شده استخیمه لیلی بود هر چشم آهویی مرا9نقل کریںدر حریم پاکبازان سبزه بیگانه امتا به جا مانده است از هستی سرمویی مرا10نقل کریںنیست صائب غیر نقش پای از خودرفتگاندر سواد آفرینش آشنارویی مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر دل هر قطره آماده است دریایی مراهست در هر دانه ای دام تماشایی مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 187اگلی نظمگر به این دستور خیزد، شمع ماتم می کنددود تلخ خط چراغ دودمان حسن راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 189آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر دل هر قطره آماده است دریایی مراهست در هر دانه ای دام تماشایی مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 187
اگلی نظمگر به این دستور خیزد، شمع ماتم می کنددود تلخ خط چراغ دودمان حسن راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 189