صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1481

غزل شمارهٔ 1481

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: نگلاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

آنچنان بلبل من واله و حیران گل است

که شکاف قفسم چاک گریبان گل است

22

هر طرف می نگری نعمت الوان گل است

قاف تا قاف جهان سفره احسان گل است

33

می شود مایده حسن گلوسوز از عشق

شور مرغان گلستان نمک خوان گل است

44

آب گردد به نظر خنده چو سرشار افتد

اشک شبنم اثر چهره خندان گل است

55

چه خیال است که دیوانه نگردد بلبل

تا نسیم سحری سلسله جنبان گل است

66

حسن را تربیت عشق کند صاحب درد

شور بلبل نمک زخم نمایان گل است

77

نتوان کرد نظر بند پریرویان را

ورنه شبنم به دو صد چشم نگهبان گل است

88

چون به خورشید درخشان سر شبنم نرسد؟

تربیت یافته گوشه دامان گل است

99

اگر از بال پری بود سلیمان را چتر

شهپر بلبل ما چتر سلیمان گل است

1010

خار گل می شود از پرتو روشن گهران

مژه در دیده خونبار خیابان گل است

1111

نفس از سینه مجروح شود صاحب فیض

خرج باد سحر از کیسه احسان گل است

1212

ناتوانان سبب نظم جهان می باشند

خار شیرازه اوراق پریشان گل است

1313

دل صد اره به از آه ندارد اثری

بوی خوش مصرع برجسته دیوان گل است

1414

حاصل ما ز نکویان جگر پر داغی است

سوز دل قسمت بلبل ز چراغان گل است

1515

تا فتاده است به آن گوشه دستار رهش

گر همه باغ بهشت است که زندان گل است

1616

مشت خاکستری از نغمه سرایان مانده است

زان چراغی که نهان در ته دامن گل است

1717

دو سه روزی که بود خون بهاران در جوش

کشتی می مده از دست که طوفان گل است

1818

صحبت جسم و روان زود ز هم می پاشد

یک نفس شبنم غربت زده مهمان گل است

1919

زخمی خار گمان است دل بیجگران

ورنه از گریه من راه خیابان گل است

2020

رنگ و بو پرده بینایی بلبل شده است

ورنه هر خار درین باغ رگ جان گل است

2121

مغتنم دان اگر از عشق ترا داغی هست

که سبکسیرتر از اختر تابان گل است

2222

نقد شادی که چو اکسیر نهان بود، امروز

جمع یکجا همه در پله میزان گل است

2323

برگریزان فنا را پس سر خواهد دید

تازه هر دل که ز روی عرق افشان گل است

2424

نقطه خاک که دلتنگی ازو می بارید

یک دهن خنده ز رخساره خندان گل است

2525

می چکد از نفسم خون شکایت صائب

مغز من گرچه پریخانه ز احسان گل است

2626

چشم صائب ز تماشای تو گل می چیند

دیده شبنم اگر واله و حیران گل است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سبزی نه فلک از چشم گهربار دل است

آب این مزرعه از دیده بیدار دل است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1480

اگلی نظم

پشت دست تو به از آینه روی گل است

گرد دامان تو جان بخش تر از بوی گل است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1482

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور