صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 988غزل شمارهٔ 988شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اردیگرستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںحسن را با بی قراران گیر و دار دیگرستمهر را هر ذره ای آیینه دار دیگرست22نقل کریںمستی چشم غزالان نشکند ما را خمارچشم لیلی دیده ما را خمار دیگرست33نقل کریںبه که برگردد به مصر از راه، بوی پیرهندیده یعقوب ما را انتظار دیگرست44نقل کریںگرچه از سنگ ملامت کوه از جا میرودعاشقان را لنگر صبر و قرار دیگرست55نقل کریںپیش بت هر چند باشد کافر اصلی عزیزدین به غارت دادگان را اعتبار دیگرست66نقل کریںسیل معذورست اگر منزل نمی داند که چیستبحر را هر موج آغوش و کنار دیگرست77نقل کریںلشکر بیگانه را در کشور ما راه نیستملک ما زیر و زبر از شهسوار دیگرست88نقل کریںگرچه در زندان عزلت می توان آسوده زیستبا زمین هموار گردیدن حصار دیگرست99نقل کریںهر رگ سنگی پی آزار ما دیوانگاندر کف اطفال، نبض بی قرار دیگرست1010نقل کریںاز لب سیراب او امیدوار بوسه راهر جواب خشک، تیغ آبدار دیگرست1111نقل کریںتنگ چشمان دام در راه هما می گسترنددام ما را چشم بر راه شکار دیگرست1212نقل کریںپیش آن کس کز دل گرم است در آتش مدامهر دم سردی نسیم نوبهار دیگرست1313نقل کریںزخم از مرهم گواراتر بود بر عارفانرخنه در زندان به از نقش و نگار دیگرست1414نقل کریںنیست صادق دشت پیمای طلب را تشنگیورنه هر موج سرابی جویبار دیگرست1515نقل کریںگرچه صائب نازک افتاده است آن موی میانفکر ما نازک خیالان را عیار دیگرست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر خم آن زلف دلها را سرود دیگرستشعله آواز را در شب نمود دیگرستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 987اگلی نظممهر را در چشم تنگ ذره نور دیگرستبحر را در تنگنای قطره شور دیگرستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 989◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر خم آن زلف دلها را سرود دیگرستشعله آواز را در شب نمود دیگرستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 987
اگلی نظممهر را در چشم تنگ ذره نور دیگرستبحر را در تنگنای قطره شور دیگرستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 989