صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4808

غزل شمارهٔ 4808

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: یدنگرفتباز

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

اشکم ز دل به چهره دویدن گرفت باز

این خانه شکسته چکیدن گرفت باز

22

آه ضعیف من که به روزن نمی رسید

بر روی چرخ، نیل کشیدن گرفت باز

33

شد تازه داغ کهنه ام از روی گرم عشق

این میوه های خام رسیدن گرفت باز

44

نیش شکستگی به سویدای دل رسید

این خون نیم مرده چکیدن گرفت باز

55

هر دانه اشک را که فرو خورده بود دل

از تنگنای حوصله چیدن گرفت باز

66

باد مراد آه دلم را ز جا ربود

این بحر آرمیده تپیدن گرفت باز

77

از ترکتاز غم دل صد پاره هر طرف

چون لشکر شکسته دویدن گرفت باز

88

آهی علم کشید ز هر ذره خاک من

مور ضعیف بال پریدن گرفت باز

99

نبضی که بود از رگ خواب آرمیده تر

از شوق دست یار جهیدن گرفت باز

1010

از لاله دشت دام تماشا به خاک کرد

دل از سواد شهر رمیدن گرفت باز

1111

دیگر دل ضعیف من از رشته های آه

برخود چو کرم پیله تنیدن گرفت باز

1212

هر دانه امید که در زیر خاک بود

از نوبهار وصل، دمیدن گرفت باز

1313

هر مویم از حلاوت آن لعل آبدار

انگشت خود چو شمع مکیدن گرفت باز

1414

چشمی که با خیال تو در خواب ناز بود

از مژده وصال، پریدن گرفت باز

1515

این آن غزل که مولوی روم گفته است

سیمرغ کوه قاف، رسیدن گرفت باز

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زان چهره خط قیامتی انگیخته است باز

رنگی برای بردن دل ریخته است باز

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4807

اگلی نظم

با عشق او ز هر دو جهانیم پاکباز

ما از دو خانه همچو کمانیم پاکباز

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4809

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

سیمرغ کوه قاف رسیدن گرفت باز

مرغ دلم ز سینه پریدن گرفت باز

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1198

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور