چشم تو چون ز مستی غفلت فراز نیست
تهمت چه می نهی که در فیض باز نیست
از انقلاب، ملک خراب آرمیده است
مستان عشق را خطر از ترکتاز نیست
چندین خم شراب سبیل است هر قدم
بی آب، راه دیر چو راه حجاز نیست
شکر نصیب مور بود، خاک رزق مار
روزی به دست کوته و دست دراز نیست
دستت اگر به عشق حقیقی نمی رسد
دلخوشی کنی به از غم عشق مجاز نیست
عشاق از ملاحظه وقت فارغند
وقت نیاز، تنگ چو وقت نماز نیست
مردانه هر که از سر کونین برنخاست
صائب میان اهل نظر پاکباز نیست
زمین
سرمنزل ثبات قدم جادهساز نیست
لغزیدهایم، ورنه ره ما، دراز نیست
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 756
حسنت نیازمند تماشای ناز نیست
اما ز ذوق جلوه ی خود بی نیاز نیست
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 139
هرکس شهید آن مژه های درازنیست
در شرع بر جنازه آن کس نماز نیست
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 97
حسن ترا که ناز به اهل نیاز نیست
این ناز دیگرست که پروای ناز نیست
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2051
فارسی متن کا ماخذ: گنجور