صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2396

غزل شمارهٔ 2396

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ممیخورد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

شمع ما را عاقبت اشک دمادم می خورد

حاصل این بوستان را چشم شبنم می خورد

2

می خورم خون از سفال و لب به دندان می گزم

وای بر آن کس که می از ساغر جم می خورد

3

باده لعلی نهان در سنگ اگر گردد رواست

در چنین عهدی که آدم خون آدم می خورد

4

شعله خاشاک را پا در رکاب رحلت است

گرمی هنگامه خط زود بر هم می خورد

5

لطف حق در سنگ روزی می رساند بی دریغ

بهر روزی آدمی چندین چرا غم می خورد؟

6

فیض اهل جود یکسان است در موت و حیات

کاروان روزی همان از خاک حاتم می خورد

7

پشت بر گل کرد شبنم، دید تا خورشید را

صحبت زود آشنایان زود بر هم می خورد

8

غوطه در خون شفق زد ماه نو تا رزق یافت

کیست کز گردون لب نانی مسلم می خورد؟

9

موج بی پروا زتعمیر حباب آسوده است

کی غم دلهای ما آن زلف پرخم می خورد؟

10

گر نگیرد پنجه اش را سیر چشمیهای حسن

تیغ او خون دو عالم را به یک دم می خورد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یار ما در پرده شب باده تنها می خورد

سازگارش باد یارب گرچه بی ما می خورد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2395

اگلی نظم

چون ز باد آن زلف چون زنجیر بر هم می خورد

عشق را سر رشته تدبیر بر هم می خورد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2397

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور