صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 436غزل شمارهٔ 436شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ادیراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدلم خاک مراد خویش داند نامرادی راکند گرد یتیمی گوهرم گرد کسادی را22نقل کریںز تنگی در دل پر خون من شادی نمی گنجدز من چون غنچه تصویر، رنگی نیست شادی را33نقل کریںنظر بست از تماشا بوالهوس، تا یار نو خط شدخط ریحان غبار چشم باشد بی سوادی را44نقل کریںبه خواری زیستن، از عزت ناقص بود بهترگوارا کرد بر من قیمت نازل کسادی را55نقل کریںچرا صائب برون آیم ز خلوت، من که می دانمبه از کنج دهان یار، کنج نامرادی را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهوا ابرست، پر کن از شراب ناب کشتی راکه از باد موافق بهترست این آب کشتی راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 435اگلی نظممده در جوش گل چون لاله از کف میگساری راکه نعل از برق در آتش بود ابر بهاری راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 437◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهوا ابرست، پر کن از شراب ناب کشتی راکه از باد موافق بهترست این آب کشتی راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 435
اگلی نظممده در جوش گل چون لاله از کف میگساری راکه نعل از برق در آتش بود ابر بهاری راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 437