صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6356

غزل شمارهٔ 6356

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ارمیشودافزون

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

غم حریص ز دینار می شود افزون

ز گنج پیچ و خم مار می شود افزون

2

جنون ز سنگ ملامت نمی کند پروا

که شور سیل ز کهسار می شود افزون

3

مبر به گلشن جنت مرا که از کوثر

خمار تشنه دیدار می شود افزون

4

ازان به خاک قناعت نموده ام چون مور

که حرص من ز شکرزار می شود افزون

5

مرا به بی کسی خویشتن کنید رها

که درد من ز پرستار می شود افزون

6

شود ز هاله کمربسته حسن ماه تمام

ز خط فروغ رخ یار می شود افزون

7

یکی هزار شد از عندلیب شورش من

که ذوق کار ز همکار می شود افزون

8

امیدها به خطش داشتم، ندانستم

که شب گرانی بیمار می شود افزون

9

نمی شود ز مگس خیرگی به راندن دور

ز منع، حرص طمعکار می شود افزون

10

اگر چه بار ز دلها به برگ می خیزد

ز برگ بر دل من بار می شود افزون

11

به قدر آنچه دهی ره به دل تمنا را

تردد دل افگار می شود افزون

12

سبک شدی به نظرها و از تهی مغزی

علاقه تو به دستار می شود افزون

13

شکست هر قدر افزون رسد به گوهر من

امید من به خریدار می شود افزون

14

چه حالت است که از سر زدن مرا چو قلم

کشش به عالم گفتار می شود افزون

15

ز حرف تلخ مرا خارخار دل صائب

به آن دو لعل شکربار می شود افزون

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

لب ترا خط سبز آمد از کمین بیرون

چه زهر بود که آمد ازین نگین بیرون

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6355

اگلی نظم

ز نقش چپ رود آب سیه به جوی نگین

ز نقش راست نگردد سیاه روی نگین

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6357

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور