صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4840

غزل شمارهٔ 4840

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اهیدرقفس

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

دامگاه تازه ای پرواز را منظور بود

این که می کردم نفس را راست گاهی در قفس

22

گز ز تنهایی بنالد محض کافر نعمتی است

هرکه چون صیاد دارد خانه خواهی در قفس

33

چشم وا کردن به روی بیوفایان مشکل است

کاش می بود از حریم بیضه راهی در قفس

44

از دل صدچاک می بینم جمال یار را

بر گلستان دارم از حسرت نگاهی در قفس

55

چاره زندانی افلاک تسلیم است و بس

نیست غیر از زیر بال خود پناهی در قفس

66

دل نشد عبرت پذیر از تنگنای آسمان

می رود هرمویم از غفلت به راهی در قفس

77

سایه گل نیست جای خواب و ما دلمردگان

راست می سازیم هردم خوابگاهی در قفس

88

بی پر و بالی مگر صائب به داد ما رسد

کز پر خود گاه در دامیم و گاهی در قفس

99

گر ببینم روی گل را صبحگاهی در قفس

خط آزادی شود هر مد آهی در قفس

1010

گوشه چشمی است از صیاد ما را التماس

هست باغ دلگشای مانگاهی در قفس

1111

بند و زندان بر دل خوش مشرب من بار نیست

کز دل واکرده دارم پیشگاهی در قفس

1212

خاطر صیاد را نتوان پریشان ساختن

ورنه داردسینه صد چاک، آهی در قفس

1313

در گرفتاری است اندک التفاتی بی شمار

می زند پهلو به شاخ گل، گیاهی در قفس

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نیست ما را شکوه ای از تنگی جا در قفس

کز دل واکرده ماداریم صحرا درقفس

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4839

اگلی نظم

شد ز خط لعل تو ایمن ز شبیخون هوس

در شب تار بود شهد مسلم ز مگس

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4841

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور