صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4148

غزل شمارهٔ 4148

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اچهدیدهاند

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

مردم ز فیض عالم بالا چه دیده اند

غیر از حباب وموج ز دریا چه دیده اند

2

ما پیش پای خویش ندیدیم همچو شمع

تا دیگران ز دیده بیناچه دیده اند

3

ما سر تیره بختی خود را نیافتیم

تا روشنان عالم بالا چه دیده اند

4

جمعی که بسته اند کمر در شکست ما

غیر از صفا ز آینه ما چه دیده اند

5

دل چون گشاده نیست چه صحرا چه کوچه بند

سوداییان ز دامن صحرا چه دیده اند

6

آنها که ترک دولت جاوید کرده اند

زین پنج روز دولت دنیا چه دیده اند

7

جمعیت است سلسله جنبان افتراق

مردم ز جمع کردن دنیا چه دیده اند

8

ما حاصلی ز پرورش خود نیافتیم

تا نه فلک ز پرورش ما چه دیده اند

9

صد زخم می خورند و ز دنبال می روند

مردم ز خار خار تمنا چه دیده اند

10

پوشیده چشم می گذرند از در بهشت

تا اهل دل ز رخنه دلها چه دیده اند

11

جمعی که راه عقل به پایان رسانده اند

جز ماندگی وآبله پا چه دیده اند

12

چون نرگس این گروه که ارباب بینشند

جز پیش پا ز دیده بینا چه دیده اند

13

چون می کند به وعده وفا عاقبت کریم

این شوخ دیدگان ز تقاضا چه دیده اند

14

در پیش پای خویش نبینند از غرور

نادیدگان ز خویشتن آیاچه دیده اند

15

چون کار کردنی است هم امروز خوشترست

این کاهلان ز مهلت فردا چه دیده اند

16

از عقل نیست دل به سر زلف باختن

یاران موشکاف در اینجا چه دیده اند

17

در حیرتم که نغمه سرایان این چمن

در گل بغیر خنده بیجا چه دیده اند

18

در چشم بستن است تماشای هر دوکون

این کور باطنان ز تماشاچه دیده اند

19

صائب چو در شکستن خود امید نصرت است

احباب در شکستن اعدا چه دیده اند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

این آهوان که گردن دعوی کشیده‌اند

خال بیاض گردن او را ندیده‌اند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4147

اگلی نظم

گوش از برای نغمه تر آفریده اند

وز بهر روی خوب نظرآفریده اند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4149

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور