صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 858

غزل شمارهٔ 858

شاعر: صائب

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

قافیہ: انها

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
پیوسته خورد دل خون از بی‌غمی جان‌ها
از خنده سوفارست دلگیری پیکان‌ها
22
زنهار به چشم کم در سوختگان منگر
کز آبله پایان است سیراب، بیابان‌ها
33
چون سرو به آزادی هرکس که علم گردد
در فصل خزان باشد پیرایه بستان‌ها
44
پروانه بیدل را آسوده کجا ماند؟
شمعی که به گرد خود گردانده شبستان‌ها
55
سودای من از مجنون آزادتر افتاده است
دیوانه من نگذاشت طفلی به دبستان‌ها
66
زان روز که سرو او در باغ خرامان شد
خمیازه آغوش است گلشن ز خیابان‌ها
77
بی‌تابی دل افزود از دست نگارینش
دریا نشود ساکن از پنجه مرجان‌ها
88
در گوشه ویرانه است گنج گهری گر هست
در بی‌سروسامانی است پنهان سروسامان‌ها
99
خوش باش به بی‌برگی کز بهر جگرخواران
از چشم، فلک کرده است آماده نمکدان‌ها
1010
چون پیرهن یوسف در بادیه‌پیمایی است
از شوخی بوی گل دیوار گلستان‌ها
1111
این آن غزل سعدی است صائب که همی‌فرمود
می‌گویم و بعد از من گویند به دوران‌ها
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر که با ما می کند بیگانگی

معنی بیگانه می دانیم ما

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 857

اگلی نظم

باده روشن کز او شد دیده ساغر پر آب

می شود نور علی نور از فروغ ماهتاب

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 859

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

این انجمن عشق است توفانگر سامان‌ها

یک لیلی و چندین حی‌، یک یوسف و کنعان‌ها

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 304

قومی به هوای حج در قطع بیابان‌ها

جمعی ز نشاط می در طوف گلستان‌ها

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 14

وقتی دل سودایی، می‌رفت به بُستان‌ها

بی‌خویشتنم کردی، بوی گُل و ریحان‌ها

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 24

ای در دل مشتاقان از عشق تو بستان‌ها

وز حجت بی‌چونی در صنع تو برهان‌ها

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 15 - این توحید به حضرت غزنین گفته شد

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00