صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 598غزل شمارهٔ 598شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: دخودراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمکن ز ساده دلی خرج چشم بد خود رانگاه دار چو آیینه در نمد خود را2نقل کریںنمی توان نفس از دار و گیر عقل کشیدبه زور می برهانید از خرد خود را3نقل کریںکسی که بر سخن اهل حق نهد انگشتبرهنه بر دم شمشیر می زند خود را4نقل کریںمقام زنده دلان نیست خاکدان جهانبه زندگی مگذارید در لحد خود را5نقل کریںز حمل بار امانت به تنگ می آییدبه مردمان منمایید معتمد خود را6نقل کریںز قید نفس، ترا عقل می کند آزادکه ماه مصر به تدبیر می خرد خود را7نقل کریںکجا ز بوته دوزخ خلاص خواهد یافت؟کسی که پاک نکرده است از حسد خود را8نقل کریںمشو ز گرد کسادی غمین که از ساحلرساند موج به دریا ز دست رد خود را9نقل کریںمکن شتاب که جان می برد به صبر برونشناوری که به سیلاب می دهد خود را10نقل کریںاگر چه عشق مجازی بود نمکچش عشقنمکچشی است که بر دیگ می زند خود را11نقل کریںز حرف نیک و بد خلق هر که شد خاموشخلاص می کند از طعن نیک و بد خود را12نقل کریںحسد به اهل حسد کار می کند صائبچنان که آتش سوزنده می خورد خود را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخمار می نکند زرد ارغوان تراخزان نسیم بهارست گلستان تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 597اگلی نظمچه غم ز آه من آن خط روح پرور را؟که برگریز نباشد بهار عنبر راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 599آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخمار می نکند زرد ارغوان تراخزان نسیم بهارست گلستان تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 597
اگلی نظمچه غم ز آه من آن خط روح پرور را؟که برگریز نباشد بهار عنبر راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 599