صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3240

غزل شمارهٔ 3240

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ارمیگوید

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

که حال دردمندان پیش چشم یار می گوید؟

که حرف مرگ بر بالین این بیمار می گوید؟

2

بیا بی پرده در گلزار تا دفتر بهم پیچد

که بلبل وصف گل می گوید و بسیار می گوید

3

به فانوس تهی کرده است صلح از نور آگاهی

سبک عقلی که حرف از جبه و دستار می گوید

4

بود برنارساییهای مردم حجت ناطق

که طوطی حرفهای سهل را صدبار می گوید

5

زنقش پای مجنون می توان پی برد حالش را

که حال رفتگان را بی سخن آثار می گوید

6

زبان عذرخواهی لال باشد شرمساران را

پشیمان نیست هر کس حرف استغفار می گوید

7

زسر تا نگذری بر لب میاور گفتگوی حق

که منصور این سخن را بر فراز دار می گوید

8

به پای خفته می گیرد غزال دشت پیما را

گرانخوابی که حرف دولت بیدار می گوید

9

به تکلیف می از سرباز کن عقل سخن چین را

که عیب میکشان را یک به یک هشیار می گوید

10

زند بر شیشه خود سنگ از بی دانشی صائب

سبک عقلی که حرف سخت در کهسار می گوید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

صدف گرد یتیمی از رخ گوهر نمی شوید

زبیم چشم، روی طفل خود مادر نمی شوید

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3239

اگلی نظم

دل سودازده در طره دلدار افتاد

گل بچینید که دیوانه به بازار افتاد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3241

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور