صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 916غزل شمارهٔ 916شاعر: صائبوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: یندرابصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںجای صدف بود ز گرانی زمین در آبباشد حباب از سبکی خوش نشین در آب22نقل کریںشاه و گدا به دیده دریادلان یکی استپوشیده است پست و بلند زمین در آب33نقل کریںدر راه سالکی که چو خاشاک شد سبکهر موجه ای پلی است خدا آفرین در آب44نقل کریںدارم به بادبان توکل امیدهاهر چند شد سفینه من کاغذین در آب55نقل کریںچون عکس آفتاب، نگردد دلش خنکصد غوطه گر زند جگر آتشین در آب66نقل کریںغمگین نشد دل تو ز گرد ملال منهر چند کرد آب گهر را گلین در آب77نقل کریںاز اشک گرم شد دل سوزان من خنکوا شد به روی من در خلد برین در آب88نقل کریںچشم از لباس جسم، پر و بال داشتمغافل که بند دست شود آستین در آب99نقل کریںاز خامشی خطر نبود سوز عشق راخورشید می کشد نفس آتشین در آب1010نقل کریںدر خون باده چند روم، چون نمی رودگرد یتیمی از رخ در ثمین در آب1111نقل کریںاز سرکشی نگون ننماید به دیده هاافتد اگر مثال تو ای نازنین در آب1212نقل کریںدر چشم من خیال رخ لاله رنگ توخوشتر بود ز عکس گل آتشین در آب1313نقل کریںاز کاکل تو آب دهد گر حباب چشمهر موجه ای چو زلف شود عنبرین در آب1414نقل کریںزینسان که من به فکر فرو رفته ام، نرفتغواص در تلاش گهر این چنین در آب1515نقل کریںپهلو زند به چشمه خورشید هر حبابشویی چو روی خویشتن ای مه جبین در آب1616نقل کریںبر حلم زینهار مکن تندی اختیارتا هست پل به جا، نرود دوربین در آب1717نقل کریںتر می کند زمین خود از آب دیگرانبا نقش خود مضایقه دارد نگین در آب1818نقل کریںگفتار سرد، یک جهتان را دودل کندسازد ز موم خانه جدا انگبین در آب1919نقل کریںاز عمر برق سیر بود پیچ و تاب منباشد به قدر سرعت رفتار، چین در آب2020نقل کریںپستی گزین که کف ز بلندی نمی رسدصائب به رتبه صدف ته نشین در آب◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا گل ز عکس عارض او چیده است آبدر چشمه از نشاط نگنجیده است آبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 915اگلی نظماز چشم نیم مست تو با یک جهان شرابما صلح می کنیم به یک سرمه دان شراب!صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 917◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا گل ز عکس عارض او چیده است آبدر چشمه از نشاط نگنجیده است آبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 915
اگلی نظماز چشم نیم مست تو با یک جهان شرابما صلح می کنیم به یک سرمه دان شراب!صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 917