صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3801

غزل شمارهٔ 3801

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: نکهپردازد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

به دور حسن تو با گلستان که پردازد؟

به لاله و سمن و ارغون که پردازد؟

2

در آن چمن که سبیل است خون گل چون آب

به آب دیده خواری کشان که پردازد؟

3

نسیم در سکرات است و گل پریشان حال

به عندلیب درین گلستان که پردازد؟

4

چنین که سر به هوایند شاهدان چمن

به بیقراری آب روان که پردازد؟

5

در آن حریم که راه سخن ندارد شمع

به شکوه من کوته زبان که پردازد؟

6

چنین که زلف تو خود را کشیده است بلند

به دستگیری افتادگان که پردازد؟

7

ز شور حشر محابا نمی کند عاشق

به گفتگوی ملامتگران که پردازد؟

8

دماغ یار ضعیف و نگاه بی پروا

به غمگساری غمخوارگان که پردازد؟

9

نمی کنند توجه به خضر گرمروان

به نقش پا و به سنگ نشان که پردازد؟

10

چنین که سیل حوادث سبک عنان شده است

درین زمانه به خواب گران که پردازد؟

11

دل از حواس و حواسم ز دل پریشانتر

به جمع کردن این کاروان که پردازد؟

12

به روی گرم بهاران نمی کنند اقبال

به حسن پا به رکاب خزان که پردازد؟

13

ز جوش سینه به خم میکشان نپردازند

به شیشه تهی آسمان که پردازد؟

14

به آب تیغ تو بردند راه، سوختگان

دگر به زندگی جاودان که پردازد؟

15

کنون که بلبل ما ذوق خار خار شناخت

دگر به خار و خس آشیان که پردازد؟

16

درین زمان که دل چاک برد صبح به خاک

به بخیه کاری زخم نهان که پردازد؟

17

بساط آینه طبعان به گرد حادثه رفت

دگر به طوطی شیرین زبان که پردازد؟

18

به وادیی که سبیل است خون نافه مشک

به اشک گرم و دل خونچکان که پردازد؟

19

درین زمان که به درمان نمانده درد سخن

به فکر صائب آتش زبان که پردازد؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ز کاوش دلم آزار رنگ می بازد

به پای من چو رسد خار رنگ می بازد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3800

اگلی نظم

چو تیغ او به جبین چین جوهر اندازد

به نیم چشم زدن قحطی سر اندازد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3802

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور