صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5667

غزل شمارهٔ 5667

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اهامدهایم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

گرچه با کوه گرانسنگ گناه آمده‌ایم

لیک چون سنگ نشان بر سر راه آمده‌ایم

2

بر سیه‌کاری ما هر سر مویی است گواه

گرچه خاموش ز اقرار گناه آمده‌ایم

3

نیستم از کرم بحر چو عنبر نومید

گرچه از خامی دل نامه سیاه آمده‌ایم

4

پرده بردار ز رخسار خود ای صبح امید

که سیه نامه چو شب‌های گناه آمده‌ایم

5

رایت فتح ز انگشت شهادت داریم

گرچه در گرد نهان همچو سپاه آمده‌ایم

6

شب ظلمانی ما نامه سیه چون ماند

که به جولانگه آن روی چو ماه آمده‌ایم

7

سبز کن بار دگر مزرع بی‌حاصل ما

گرچه مستوجب آتش چو گیاه آمده‌ایم

8

هست امید که نومید ز غفران نشویم

ما که با هدیه مقبول گناه آمده‌ایم

9

جان ما را به نگهبانی عصمت دریاب

که ز کوته‌نظری بر لب چاه آمده‌ایم

10

رحم کن بر نفس سوخته ما یارب

که درین راه، عنان‌ریز چو آه آمده‌ایم

11

نیست ممکن که شود خدمت ما پا به رکاب

با قد خم شده آخر همه راه آمده‌ایم

12

خوشه‌ای چون مه نو قسمت ما خواهد شد

در تمامی به سر خرمن ماه آمده‌ایم

13

پاک کن از خودی آیینه خودبینی ما

که به درگاه تو از خود به پناه آمده‌ایم

14

این که در جامه زهدیم نه از دینداری است

که پی راهزنی بر سر راه آمده‌ایم

15

نیست انصاف نظر بسته گذشتن از ما

به امیدی به سر راه نگاه آمده‌ایم

16

صائب این آن غزل حافظ والا گهرست

که درین بحر کرم غرق گناه آمده‌ایم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ما به دنیا نه پی ناز و نعم آمده ایم

بهر تحصیل غم و درد و الم آمده ایم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5666

اگلی نظم

ما ز بیقدری اگر لایق دیدار نه ایم

قابل منع نگاه در و دیوار نه ایم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5668

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ما بدین در نه پِیِ حشمت و جاه آمده‌ایم

از بد حادثه این جا به پناه آمده‌ایم

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 366

ما که افتنده‌تر از پرتو ماه آمده‌ایم

کس چه داند که چسان این همه راه آمده‌ایم

علامہ اقبال»زبور عجم»غزلیات»غزل شمارهٔ 55

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور