صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 836غزل شمارهٔ 836شاعر: صائبوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: یدهماصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبرق سبک عنان را پروای خار و خس نیستدام و قفس چه سازد با دل رمیده ما؟22نقل کریںدست گرهگشایی است از کار هر دو عالمدر دامن توکل پای کشیده ما33نقل کریںهر چند دیده ها را نادیده می شماریهر جا که پا گذاری فرش است دیده ما44نقل کریںاز نوبهار صائب رنگش به رو نیایدبر گلشنی که بگذشت رنگ پریده ما55نقل کریںنتوان به مرگ پوشید چشم ندیده ماسیری ندارد از خاک، چون دام، دیده ما66نقل کریںگفتیم وقت پیری در گوشه ای نشینیمشد تازیانه حرص قد خمیده ما77نقل کریںبا دل رمیده عشق زخم زبان چه سازد؟گلها ز خار چیند دامان چیده ما◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز بیخودی نمانده است پروای جسم، جان رامستی ز یاد بلبل برده است آشیان راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 835اگلی نظمزهی به ساعد سیمین شکوفه ید بیضانظر به نور جمال تو مهر دیده حرباصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 837◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز بیخودی نمانده است پروای جسم، جان رامستی ز یاد بلبل برده است آشیان راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 835
اگلی نظمزهی به ساعد سیمین شکوفه ید بیضانظر به نور جمال تو مهر دیده حرباصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 837