صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 498غزل شمارهٔ 498شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ایتراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنمک خال بود داغ تمنای تراشور لیلی است سیه خانه سودای ترا2نقل کریںبر جبین همچو گهر گرد یتیمی دارددید تا شبنم گل، چهره زیبای ترا3نقل کریںخضر از دامن یک عمر ابد دست نداشتکیست از دست دهد زلف دلارای ترا؟4نقل کریںطوق هر فاخته ای حلقه ماتم می شدسرو می دید اگر قامت رعنای ترا5نقل کریںدو جهان در نظرش دست نگارین گرددهر که در چشم کشد خاک کف پای ترا6نقل کریںکه گل از شمع تو چیند، که گرفته است به برپرده شرم چو فانوس سراپای ترا7نقل کریںپر مقید به تماشای خود ای ماه مباشآفتابی نکند آینه، سیمای ترا!8نقل کریںما که داریم ز دل، دیدن روی تو دریغچون به آیینه پسندیم تماشای ترا؟9نقل کریںمانده در عقده حیرت نفس موی شکافبوسه چون راه برد لعل شکرخای ترا؟10نقل کریںچشم صائب به کجای تو نظرباز شود؟شوخی چشم غزال است سراپای ترا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر نبینیم به خلوت رخ چون ماه تراکسی از ما نگرفته است سر راه تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 497اگلی نظمگل ازان زود به بازار رساند خود راکه به آن گوشه دستار رساند خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 499آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر نبینیم به خلوت رخ چون ماه تراکسی از ما نگرفته است سر راه تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 497
اگلی نظمگل ازان زود به بازار رساند خود راکه به آن گوشه دستار رساند خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 499