صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1018غزل شمارهٔ 1018شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انازکاستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشاخ گل را از سراپا چهره تنها نازک استنازک اندامی که من دارم سراپا نازک است2نقل کریںآرزوی بوسه در دل خون شود عشاق راگر بگویم چهره او تا کجاها نازک است3نقل کریںاز بیاض گردنش پیداست خون عاشقانمی شود بی پرده می، چندان که مینا نازک است4نقل کریںمی توان صد رنگ گل در هر نگاهی دسته بستبس که رنگ چهره آن ماه سیما نازک است5نقل کریںجلوه پا در رکاب خط دو روزی بیش نیستغافل از فرصت مشو، وقت تماشا نازک است6نقل کریںمی توانستم به خون خود لبش در خون کشیدوقت تنگ است و حیا مهر لب و جا نازک است7نقل کریںسخت می لرزم بر این زنجیر ازین دیوانه هارشته زلف تو نازک، خوی دلها نازک است8نقل کریںدر دل سنگین شیرین رخنه کردن مشکل استورنه پیش تیشه فرهاد، خارا نازک است9نقل کریںچون به دست خود نریزد خون خود را کوهکن؟کار دشوار است و طبع کارفرما نازک است10نقل کریںدر گذر ای عقل از همراهی دیوانگانخار این صحرا است الماس و تو را پا نازک است11نقل کریںدامن پر سنگ می داند حباب باده رابس که از روشن روانی شیشه ما نازک است12نقل کریںرو به صحرا کرد اگر مجنون ز حی عذرش بجاستسایه لیلی گران و طبع سودا نازک است13نقل کریںموشکافان را سراسر موی آتش دیده کردگوشه ابروی او را بس که ایما نازک است14نقل کریںبر نمی دارد دو رنگی مشرب یکرنگ عشقچون حباب از آب کشتی کن که دریا نازک است15نقل کریںنیست صائب موشکافی در بساط روزگارورنه چون موی کمر اندیشه ما نازک است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز پریشان خاطری دلهای حیران فارغ استدیده قربانی از خواب پریشان فارغ استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1017اگلی نظمدر دل هر کس بود درد طلب در منزل استآب در گوهر ز بی تابی به دریا واصل استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1019آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز پریشان خاطری دلهای حیران فارغ استدیده قربانی از خواب پریشان فارغ استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1017
اگلی نظمدر دل هر کس بود درد طلب در منزل استآب در گوهر ز بی تابی به دریا واصل استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1019