صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3476

غزل شمارهٔ 3476

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: سمیامد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

به لبم بی تو چنان تند نفس می آمد

که ز تبخاله ام آواز جرس می آمد

2

سالم از بادیه ای برد مرا بیخبری

که ز هر خار در او کار عسس می آمد

3

ناله مرغ گرفتار اثرگر می داشت

گل نفس سوخته تا کنج قفس می آمد

4

به شتابی دل ازین وادی خونخوار گذشت

که ز هر آبله اش بانگ جرس می آمد

5

آرزو خار و خسی نیست که آخر گردد

ورنه با شعله خوی تو که بس می آمد؟

6

به چه تقصیر به زندان گهر افکندند؟

آن که چون آب به کار همه کس می آمد

7

به تهیدستی من موج کجا می خندید؟

از حباب من اگر ضبط نفس می آمد

8

فارغ از پرسش دیوان قیامت می شد

اگر آن دشمن جان بر سرکس می آمد

9

بوالهوس بر سر کوی تو مجاور می بود

گر حقیقت ز سگ هرزه مرس می آمد

10

صائب آن شوخ اگر درد محبت می داشت

کی به دلجوئی ارباب هوس می آمد؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از قضا چشم سیاه تو به یادم آمد

قدر انداز نگاه تو به یادم آمد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3475

اگلی نظم

شوق من قاصد بیدرد کجا می داند؟

آنقدر شوق تو دارم که خدا می داند!

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3477

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور