صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 884غزل شمارهٔ 884شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انشبہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمد کوتاهی است صبح از دفتر احسان شبسرمکش چون خامه زنهار از خط فرمان شب2نقل کریںمشرق خورشید می گردد گریبانش چو صبحهر که آویزد ز روی صدق در دامان شب3نقل کریںهست در ابر سیه باران رحمت بیشترتازه رو دارد سفال خاک را ریحان شب4نقل کریںماهرویی هست پنهان زیر این چتر سیاهسرسری مگذر چو باد از زلف مشک افشان شب5نقل کریںمی رساند دور گردان را به معراج وصولدر نظر واکردنی شبدیز خوش جولان شب6نقل کریںتخم اشکی را که افشانند در دامان اوهمچو پروین خوشه گوهر کند دهقان شب7نقل کریںشیوه او نیست غمازی چو صبح پی سفیدعاصیان را پرده پوشی می کند دامان شب8نقل کریںپرده غفلت حجاب چشم خواب آلود توستورنه لبریزست از الوان نعمت، خوان شب9نقل کریںچون سکندر، عالمی سرگشته در این ظلمتندتا که را سیراب سازد چشمه حیوان شب10نقل کریںغافلان را پرده خواب است، ورنه از شرفاهل دل را جامه کعبه است شادروان شب11نقل کریںدر ته این زنگ هست آیینه سیمایی نهانچشم ظاهربین نبیند خوبی پنهان شب12نقل کریںمن چسان از روی ماهش چشم بردارم، که هستبا هزاران چشم روشن، آسمان حیران شب13نقل کریںپیش چشم هر که صائب روشن است از نور دلآیه رحمت بود سر تا سر دیوان شب◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگرچه افکندم به روغن، نان خلق از خوی چربقسمتم چون شمع کاهش شد ز گفت و گوی چربصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 883اگلی نظمبی قراران را ازان یکتای بی همتا طلبچون شود از دشت غایب سیل در دریا طلبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 885زمینہم وزن و قافیہ نظمیںصبحدم سیاره بال افشاند از دامان شبوقت پیری ریخت از هم عاقبت دندان شببیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 379هرکه راکردند راحت محرم احسان شبچون سحربرآه محمل بست درهجران شببیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 380آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگرچه افکندم به روغن، نان خلق از خوی چربقسمتم چون شمع کاهش شد ز گفت و گوی چربصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 883
اگلی نظمبی قراران را ازان یکتای بی همتا طلبچون شود از دشت غایب سیل در دریا طلبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 885